![]() |
![]() |
|
| "تا آن سوی تنهایی" |
|
زندگی...زندگی...دنیا...بودن...هستی...داشتن...رفتن...
شکستن...وجود...عدم...! واژه های مضحک زتدگی!! دنبال معنی می گردم اما... تو کتاب های لغت هم گمنام هستن...نوشته نشدن...یا معنی اشتباه درج شده...نمی دونم ولی به هر حال نیست...نبود...ندیدم! از اول چیزی دیگه ای می خواستم ولی نشد...آبی دیگه ای می خواستم ولی سراب بودو نفهمیدم! اما معنی سراب رو چه خوب یاد گرفتم...خیلی خوب! نوشته بودین امید...اما من می گم زیادی بود نخواستم. گفتین صبر...گفتم ته کشید ندارم. لطفا کلمات مضحک نگید که دارم از خنده ریسه می رم! شما از من چی می دونید؟ها؟جز جسمی که نفس می کشه چیزی می بینید؟...اما فقط نفس اونم اجبار!به جرم زندگی محکومم البته حالا! میگی درد همه دارن آره درسته منکر نیستم...اما این همه درد برای من زیاد نیست اونم از سنی که می تونستم بزرگترین آرزوها رو داشته باشم اما خراب...!ای داد... نوشتی خدارو داری!!!خنده دارتراز این جمله نبود!! قیافم هر لحظه داره خنده دارتر میشه ولی چرا کاری نمی کنه؟!من از سهم خودم خیلی وقته گذشتم.شاید از اول سهمی نداشتم!!نمی دونم.این تنها جواب سوالهای بدون جوابمه! حالا منم و من ومن ودردی که تنهام نمیذاره تا... اما معنی کلمات در کتاب لغت من : هیچ! چه زود فهمیدم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط تنهاترین تنهای سرزمین تنهایی |
|
|
برگی از زندگی پست الکترونیک آرشیو |
| قصه غصه ها |
سلام با یه زندگیه جدید برگشتم. تمام اینهارو مدیون تنهاکسم هستم...و می خواهم با کمک خودش وبلاگمو تغییر بدم همونطور که زندگیمو عوض کرد...
می خوام بدونه که دوسش دارم |
|
RSS
|